کانال تلگرام

غارتنهایی عزیزم، بدون تو توی کانال می نویسم و بسیار بهم خوش میگذره. اونجا پیاما سین می شن، فوروارد می شن، پیام ناشناس میاد و آهنگ و عکس بدون درد سر آپلود می شه، اما بدون دوستت دارم. بدون که من بهت فکر می کنم. از رفتن به کانال پشیمون نیستم اما یادم نمی ره که تو همیشه گوش شنوای من بودی. حتما بهت سر می زنم. باور کن زود به زود میام. از من دلگیر نباش.... بعضی از پیام های کانال رو هم اینجا میذارم اما ... در اصل انجا هستم .... 


۱۰ دی ۹۶ ، ۱۵:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

تمام‌چیزی که احتیاج‌داری عشق

دیروز با حبیب رفتیم آرایشگاه و‌موهام و ریشهامو‌کوتاه کردم ( ته ریش ) گذاشتم و سیبا هارو گذاشتم ! یعنی میخواستم زودتر از کار بیام چون خبری نبود تلگرام که قطع تقریبا هیچ ماری نمیشه کرد !؟
بعد که آرایشگاه برگشتم خونه ! توی حیاط دیدم خونه رو مرتب کردن و انگار می‌خواد میهمان بیاد برای مان رفتم تو دیدم بله مامان جان از خونواده دختره دعوت کرده بیایند خونه ما ! هیچ رفتیم حرف زدیم و بازم به نظر من بی نتیجه هست ولی خب این اصرار خانواده نمی‌دونم ! مامان جان زحمت کشیدن خاله جان رو گفتند تشریف بیاورند تا نظر بدهند ! قبل ش هم آبجی خانم زنگ زد و حرف و نصیحت !

من نمیخوام این قسمت عظیم نخواستند بخاطر اینکه نمیخام گیر یک کسی بیفتم که مشکلات مثل خودم داره ! میدونم شاید کس دیگری نتونه من با این شرایط من رو درک کنه ! اما خب من خسته ام بی حوصله ام دل م‌ نمیخواد خستگی و بی حوصله‌ گی منو ببینه و ببینه ! میدونه هیچ آدم سالمی نیست حاضر نیست کسی با شرایط جسمی منو تحمل کنه ! و اصلا بخواد با کسی مثل من سر و کلاه بزنه ! اینها همیشه خوشمزه گی که آدم های مثل شهلا و یا مرجان میتونستند کنار بیایند اینها هرچند کوتاه و ناخواسته وارد زندگی ت شدن صرفا جهت دلسوزی و اینکه به خودشون بگند چه آدم خوبی هستند که به کسی پایین تر از خودشون درداری میدن که اوضاع خوب میشه و خداییی هست که کمک میکنه تا همه چیز درست بشه !
و قسمت دیگر اینکه ترس از مشکلات مالی من با این همه هر چقدر درآمد دربیارم بازم از لحاظ مالی مشکل دارم الان چندگانه بخاطر مشکلات مالی باشگاه نمیرم ، استخر نمیرم ... فقط بخاطر اینکه پولی در کار نیست درست از اول هم خودم این هزینه هارو نمیدادم و بابا میداد ولی خب هرچیزی یه حد و اندازه داره و این درست نیست !

مسلما اون هم بیاد خب هزینه های درمان اونم هست چند ماه دیگر عمل دارم و من چند سال دیگه ! و این یعنی هیچ ...

و از همه چیز مهمتر نمیخام کسی رو توی وضعیت نابسامان خودم شریک کنم !

اینکه میگن خدا بزرگ ه و روزی رسان نه اگر بزرگ و روزی رسان همین الان مشکلات من رو حل کنه ! نه بذار زجر بکشم گمونم سهم زجر کشیدن تموم شده !
۱۴ دی ۹۶ ، ۰۸:۳۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

نشد چقدر عالی

حال و حوصله ندارم گمونم امشب هم باید برم باهاش حرف بزنم ! کاشک قدرت اراده ی داشتم این کار رو متوقف کردم ! نمی‌دونم اینقدر می‌خواد یکی مثل خودش باشه تا باهاش راحت باشه ولی من اصلا و ابدا نمیخام اینجوری باشم .
همان راستی به لطف رئیس بزرگ کُلا تلگرام قطع شده و هیچ راهی نداره برای وصل شدن
۱۳ دی ۹۶ ، ۱۶:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

اعجاز

از این وضعیت متنفرم اما کاری از دست م برنمیاد ! نمیتونم کاری کنم عصای موسی هم ندارم تا بزنم و همه ی مشکلاتم حل بشه ! خدایا عصای موسی یا عنایتی ! نشون بده که توی زندگیم هستی
۱۳ دی ۹۶ ، ۱۰:۰۳ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پویان مرداس

بد

امروز ساعت ۲:۳۰ که از شرکت زده ام بیرون با مترو رفتم تا ایستگاه سی و سه پل و از اونجا پیاده تا پل رفتم، موقع رسیدم پل کلی نیروی ضد شورش اومده بود و هنوز هم داشتن میموندن تفنگ رنگ پاش آورده بودند کلی هم لباس شخصی بود خیابان سیدعلی خان رو لباس شخصی بسته بودن تقریبا! برای پیدا کردن توالت آخر سرم هم رفتم توی یه پارکینگ عمومی سر دروازه دولت توالت! اون با یه وضع نکبتی! بعدش برگشتم سمت پل یه ساندویچ کِل ِ و کثیف و پرسرطان پیدا کردم و یه لقمه سرطان خوردم! بعدش رفتم سینما فیلم " اینه بغل" یه کم خنده یدم البته ملت خیلی جاهاش میخندیدن ولی من نفهمیدم چرا می‌خندند؟ بهرحال بعد فیلم که رفتم جلوتر سمت پل که سوار اتوبوس بشم کم و بیش شلوغ شده بود موقعی که سوار اتوبوس شده بودم چند نفر لباس شخصی ریخته بودند روی یه زن و به زور سوار یه ماشین L90 طوسی رنگ ش کردن و بردند و اون فقط جیغ میزد و می‌گفت ولم کنید!

اومدم خونه خسته و داغون آماده شدیم رفتیم تا با دختره حرف بزنیم اصلا نمی‌خوام بگم چی شد و چی گفتم و چی شنفتم فطر در همین حد یه کثافت به تمام معنا
۱۲ دی ۹۶ ، ۰۸:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

تلگرامم رو خدا ازاد کرد

تلگرامم درست شد بالاخر ...
۱۱ دی ۹۶ ، ۱۱:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

گوه م میاد

من دستشویی دارم ، اصل خوب نیست شرایط م مجبورم برم خونه ! رفتم هم باید غر غر های مامان جان و باباجان رو تحمل کنم ! لعنت به این پای چلاق که باید حتما برم سر توالت فرنگی
۱۱ دی ۹۶ ، ۱۰:۵۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

روز های مزخرف سرکار

امروز از اون روزهاست تلگرام قطع سایت مشکل داره گمون بخاطر اینترنت ! از اون هم بچه های فنی ( برنامه نویس ) چند هفته ای نمیایند ! اصلا همه چیز در هم بر همه زنگ زده ام به عماد ! جواب داد گفت زنگ بزن به حبیب بگو ! حبیب هم جواب نداد ! از اون روزهاست ! خودمم حال خوبی ندارم سرما خوردگی ایم انگار امروز تازه شروع شده 

۱۱ دی ۹۶ ، ۰۹:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

قطع تلگرام چه کنم

من الان برای چی برم سرکار؟ وقتی تلگرام هنوز قطع ؟ بیشتر کار م با تلگرامه ! خوب این چه کاری؟ بجای حل مساله چرا صورت مساله رو پا ک میکنند ؟ اقا مشکلات اقتصادی رو حل کنند این اتفاقات هم نمی افته ....

۱۱ دی ۹۶ ، ۰۷:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس