دوش

رفتم دوش گرفتم خیلی حال داد زیر آب داغ شاشیدن و ماساژ دادن پا
۰ ۰

خطا

خطا کردم بازهم خطاکردم تکرار اشتباه
۰ ۰

آخ جون

مامان رفته خونه ای خاله بهم گفته حق نداری به بابا بگی وای به حالت،حالا که بابا زنگ میزنه سراغ میگیره میگم همین جاست، عجب گیری افتاده‌ام من، انگار بازم دعواشون شده نکنه بشم بچه ای طلاق
۰ ۰

احوالات شما

این ایرانسل، همراه اول باید پیام میدادن میگفتن مشترک گرامی آیا کسی حالتان را نمیپرسد؟ آیا هیچ کس را ندارید ؟مهم نیست؟ من هستم با روزی ۳۰۰ تومان به این شماره پیام دهید تا روزی سه بار حالتان را بپرسیم؟ 

اسم سرویس احوالات شما 

۰ ۰

عجب



پس نوشت : یکی توی گوگل سرچ کرده " وقت استخرهاچندساعته?" گوگل باحال هم در صفحه ای اول مورد آخر نشونش داده ، آخه به گوگل چی میشه گفت وبلاگ من؟  هعی! آخه این سوال پرسیدن داره؟!  اونم از کی از گوگل جون خبیث 

۰ ۰

خِنگ بازی

برای خودم از این همبرگرهای آماده درست کردم روغن ریختم توی ماهتابه حواسم پَرت ِِ شود و توی دنیایی خودم رفتم یه چند دقیقه ای که گذشت همبرگرهارو انداختم توی ماهتابه همانا روغن پاشیدن همان... هیچ زنگ زدم به مامان ماجرا رو تعریف می کنم میکنم میگه گفتم تنهات نذارم یه خِنگ ی میزنی حالا بگو گازمو زیادی کثیف که نکردی یعنی محبت میچیکه... تازه سوختن یه کمی ولی خوب از گرسنگی مجبوری خوردم، درد مجبوری دیگه 
یعنی از شنبه اگه دیگر ننوشتم بدونید مُرده ام برام دعا کنید زیاد با زجر نکشیدم، و اون دنیا مثل این دنیا درد نکشم و راحت بخوابم 
۱ ۰

خطا

خطاکردم دوباردریک روز
۰ ۰

راه رفتم و راه رفتم

بعد از اینکه کلاسم تموم شد مستقیم برگشتم سر چهارراه دانشگاه سوار اتوبوس شدم و اخرین ایستگاه پیاده شده ام و تا خونه پیاده اومده ام و فکر کرده ام به همه مشکلات اینکه چرا این قدر اتفاقات بد ؟ چرا این جوری شده ام و حوصله درس خوندن و کتاب خوندن ندارم ... و هعی فکر و خیال و رویاهای احمقانه ُ ، و بیشتر از همه فکرم درگیر اینکه چرا همه فکر میکند من تنها مشکلات م با ازدواج حل میشه و تنها چیزی که مشکلات منو حل نمیکنه همین ازدواج بلکه از چاله در میام و میفته ام توی چاه ، توی چاهی عمیق و بی پایان ...
میخواهم درد کشیدن هم تموم بشه اما لعنتی تموم شدن نیست اینگار و باید بمیرم شاید تموم بشه.
رسیدم خونه مامان نبود خونه رفته بود خونه ای خاله فقط زحمت کشیده بود چهار تا ظرف شیر برنج برای من پخته بود و گذاشته بود .

+ الان هم شدیدا در دارم بخاطر زیاد راه رفتم امشب تا صبح مهمان چس ناله های من از درد باشید
۱ ۱

حمله

دارم میرم دانشگاه کلاس رفع اشکال مدار منطقی چیز زیادی نخوندم شنبه میانترم داریم مدار منطقی

مامان احتمالا بره خونه ای خاله جان، آخ جون دوباره تنهایی
۰ ۰

خطا

خطا کردم بازهم خطاکردم تکرار اشتباه
۱ ۰
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان