حال بد

از هتل اومدم بیرون یه پاکت سیگار خریدم با همه شو کشیدم نخ به نخ یک نظرها و قضیه پُست ِِقبلی شدیداً عصبیم کرده... دلم فقط گریه می‌خواهد برم توی حرم توی یک از صحن ها بشینم و زار زار گریه کنم به حال خود بدبختم...
۱ ۰

مرسی اَه ِِ

بعضی ها هر چی به ذهن شان میرسه بی هیچ شناختی از آدم بعنوان نظرشان می‌نویسند

از این به بعد نظرات باز و آزاد اما جواب نمیدم
۰ ۰

نمیخام

از روزی که اومدیم اینجا تا حالا مامان سه،چهار دفعه رفته حموم اینجانب یکبار رفتم، هی غُر میزنه بیا برو حموم بوی گند میدی

آقا مشهد خیلی سرد خیلی
۱ ۱

تنبل و وقت تلف کن

نرفتم حرم یعنی بیشنم بالب تاپ کدنویسی کنم امابجاش سریال دیدم دوساعت تمام،یک عددتنبل، تازه دارم از هتل میرم بیرون که مامان زنگ زدگفت کجایی؟حرم!؟
۱ ۱

یخ

خیلی سرده پاهام از سرمایخ زدن لَم ِ لَم ِ اند
۰ ۱

من یه فروردینم

من یه فروردینم، که غرورم امپراطوری کبیر است که به پای هیچ کس سقوط نمی کند... در ظاهر همین جور ِ اما در باطن برای فرار از تنهایی دست به هر دموکراسی میدهم
۱ ۰

تمام م بشه

چرا من زنده ام؟ زنده که هم خودم و اطرافیان مو عذاب بدم، بمیرم همه راحت شن
۴ ۰

خفه شو ذهن

خیال پردازی نکن،خفه شو،من بااین پای چُلاق فوتبالیست مشهورنیستم،کلانمیتونم فوتبال بازی کنم.ذهن من دکترجراح مغزواعصاب نیستم خفه شو،خفه شو،من........ نیستم،کاشکی کلیدخاموش شدن داشتی،خفه شو
۳ ۰

چرا؟

اینجاچرااینقدرعرب داره؟مغازه دارهاهم عربی بلدند،انگارکشورعربی!خیلی بَد ِ
۱ ۰

یک عددحمال

ازصبح تاحالادنبال مامان به خریدزعفران،زرشک وغیره.الان هم اومدیم بازاررضاعبابخره،اینجاچقدرانگشترفروشی هست چقدرسنگهای تزیینی که من حتی اسم یکسریهاشون هم نمیدونم وصدالبت گرون قیمت
۱ ۰
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان