سرآغاز

این جا قرار از حماقت های زندگی م بنویسم، حماقت های که گاهی شیرین و گاهی تلخ اند البته بعضی از افراد به حماقت های زندگی می گویند اشتباه، تجربه و یا از این دست اسامی ولی من اعتقاد و باور دارم تجربه ای وجود ندارد ما انسان‌ها حماقت های میکنم در زندگی روزمره خود گاهی این حماقت ها باعث منفعت طلبی ماست که خوشحال می‌شویم و گاهی باعث از بین رفتن منفعت ی از ما می‌شود که باعث دلخوری و ناراحتی ما می شود. وای بر ما که این حماقت ها  باعث آزار و اذیت دیگران شویم.



حماقت های که باعث شده که زندگیم عقب بیفتم و نتونم از زندگی لذت ببرم اینجا جایی که سعی میکنم تبدیل بشه دفترچه ای که بنویسم داخل ش برای اینکه در خاطره ام بمونه چیزهای که برایم جدید و جالب است از دانستنیهای که یاد میگیرم در همه زمینه ها ...



خب... منی که خسته ام و کلافه از این همه سال درد کشیدن و تنها بودن و تنهایی درد کشیدن از غم و غصه خوردن.... از قورت دادن بغض هام و لبخند زدن. .. این درد بد و عصبی کننده... که باعث شده حوصله و دل و دماغ هیچ کاری رو ندارم و از زندگیم سیر شدم.... از بس که درد کشیدم... و بخاطر پای چُلاق ِ و عمل های جراحی که داشتم به هیچ کدوم از رویاهایم نرسیدم.... از این که هر کسی رسید بهم رسید برای کمک کردن ترحم کرد و تحقیر شدم تا ثابت کند آدم خوبی هست... 


۱ ۱
Mehrnush
با نظرت درمورد حماقت موافق نیستم...بنظرم زندگی انسان پراز تجربه است..با همین بقول تو حماقتهایی ک انجام میده..

تجربه با حماقت میتونه متفاوت تجربه در بعضی راه باعث پیشرفت و در بعضی اوج حماقت و نفهمی 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان