اینجا غار تنهایى یک چلاق

خطا

هنوز نتونستم بخاطر درد بخوابم، درد و فکر و خیال خطا کردم شاید بتونم بخوابم اما بی تاثیر بود خطا بعد از ۵ روز ۵ ساعت سی دقیقه
۱۸ شهریور ۹۶ ، ۰۵:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

برگشتم

رفتم با دختر خانم حرف زدم، امیدوارم پاسخ ش نَع ِ باشه تا جایی که تونستم دری وری گفتم و جفنگ وگرنه بدبخت میشه دختر مردم
یعنی این دری وری ها که من گفتم جایی این دختر بودم با تی پا طرفُ مینداختم بیرون خیلی خانمی کردم خیلی
۱۷ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۳۶ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

مهم نیست

مامان جان و آبجی خانم تصمیم می گرفتن صبح بریم تا دختر مورد نظر با من حرف بزنی این " دختر مورد نظر" یه کد رمز بین مامان و آبجی وقتی میخان حرف بزنند و بچه ها چیزی نفهمند... قشنگ طبق معمول سنوات گذشته خانواده گرام برام تصمیم م می‌گیرند و من هم سکوت کردم اینبار هم مثل بارهایی گذشته...قسمتی از این سکوت بخاطر باورهایی مذهبی و دینی که هیچ اعتقاد و باور قلبی بهشون ندارم اما از بچه گی توی گوش زمزمه شده و شده قسمتی از رفتار و کردار م!
و قسمتی دیگر ترس از طرد شدن از سوی خانواده بخاطر این که من هیچ گاه به دوست و همصحبت ی نداشتم یعنی توی هیچ اجتماعی بخاطر شرایط جسمیم پذیرفته نشده و کم کم شد به باور و عادت و حالا که نگاه میکنم کسی نیست که جزو دوستان قرار بگیرد توی گوشی موبایل م توی قسمت کانکت فقط و فقط شماره اعضا خانواده با اسم کوچک و فامیل نوشتم مثل غریب های که فقط در کنار یکدیگر یم!

و یا شاید دلیل دیگر هم ترس خودم از این که جلوی این رفتارهایی شان بیستم و زندگی بخاطر شرایط جسمیم بدتر بشه هم مالی و اقتصادی و هم روحی و روانی
۱۷ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

ندارم

از سرکار اومدمیبینم زن برادرم از ماهشهر اومده رفته توی اتاقم وسایلمو ریخته بهم میگه و میگه دارم اتاقتو درست میکنم بهم ریخته است مامان جانم میگه خوب ه عالی اینکار اصلا من اینا توی این حریم خصوصی ندارم همه توی همه چیز من فضولی میکنند
۱۶ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۵۵ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

کسی هست ؟

در هیاهوی زندگی دریافتم
چه بسیار دویدن‌ها که فقط پاهایم را از من گرفت
در حالی که گویی ایستاده بودم...

چه بسیار غصه‌ها که فقط باعث سپیدی موهایم شد
در حالی که قصه‌ای کودکانه بیش نبود...

دریافتم
کسی هست که اگر بخواهد "می‌شود"
و اگر نخواهد "نمی‌شود؛
به همین سادگی...

کاش نه می‌دویدم و نه غصه می‌خوردم...!

جان لِنون
پس نوشت : یعنی واقعا هست ش اون کس ؟ من که بعید میدونم باشه ؟ اکر باشه هم با من و امثال من کاری نداره ما هستیم که اونهایی که براش مهم هستند کمی به خودشون بیایند
۱۶ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۳۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پویان مرداس

هیچ کی

هیچ کی نیموده هنوز از پارک تنها دم در ایستاده ام
۱۶ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

دیر

این پنجشنبه هم صبحونه آدم های سالم دفتر رو نرفتم!بردند توی پارک!من بخاطر مشکل پام با خانواده ام جایی نمیرم چون اذیت م حالا بیام با این برم پارک؟ بی خیال!برم ببینم چه خبره؟
۱۶ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۳۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

حکایت منه

ﺑﺎﺏ ﺍﺳﻔﻨﺠﯽ ﺑﻪ ﭘﺎﺗﺮﯾﮏ :
ﻣﻦ ﺯﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺩﺭﺩﯼ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻡ !
ﭘﺎﺗﺮﯾﮏ : دیگه هیچوقت این حرفو نزن باب! تو به ﺪﺭﺩ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ!
ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﯽ ﺑﻘﯿﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺣﺲ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ!

قشنگ حکایت منه
۱۶ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

بیا اینجا

برام مهم نیست تو چقدر زیبا هستی، اگه شخصیتت زشت باشه، تو زشتی....
مورگان فریمن
پس نوشت : فریمن جان بیا جایی من زندگی کن ببینم بازم از این حرفها میزنی
۱۵ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۵۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

هان اهان

دیشب تا صبح بیدار بودم صدای اذون صبح رو شنیدم بعدا خوابیدم چه خوابی چندین و چند دفعه از درد از خوب پریدم الان سرکار هم هستم درد و دارم ولی عجیب سر و حال و خوبم ... امیدوارم اوضاع سرحالیم با بعدازظهر ادامه پیدا کنه
۱۵ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

بد بودیم

تیم ملی ایران بازی در مقابل سوریه خیلی بد بازی دروازه بان دوضرب گیر خطا دفاعی گیچ و بنگ ! و ناراضی تی که از اول بازی در چهره کیروش موج میزد !
آدم یاد اون داربی پرسپولیس و استقلال مینداخت که آقای شریفی نامی مسئول کمیته اخلاق فدراسیون رفته بود و حرف زده بود با هر دو تیم که بازی رو کنترل کنند !
بهرحال هرچی بود و نبود بد بودیم !
۱۵ شهریور ۹۶ ، ۰۳:۳۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

اخ جون

تازه برم خونه اخیش
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

هنوز هستم

نرفتم خونه چون آخرین نفرم کلید ندارم باید صبر کنم تا یکی که کلید داره بیاد در رو ببنده
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

شروع شد

اینبارنوبت باباست گیربده برای رفتن و حرف زدن با دختر ِ... نمیدونم چه گیر دادن که من زن بگیرم من فقط میخام درد نکشم و با حداقل کمتر درد بکشم همین و بس
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۰۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

خوبی کار

چقدر آهنگ های سیستان و بلوچستان شاد و قشنگ یعنی عالی عالی اند روح آدم تازه میشه، سرکار یه کلیپ معرفی سیستان دیدم با یه آهنگ محلی...فوق العاده است
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۱۱ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

همصحبت

دلم یه همصحبت میخاد؟ از این همصحبت های که حرف ها نگفته رو بشه بهش گفت
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

خواب

دیر از خواب بیدار شدم دارم عجله ای میرم سرکار!
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

یه بوس

من یه پنگوئن ِ خستم
فقط نفرین شده ام که آدم شم
یک پرنسس بیاد بوسم کنه برگردم به ماهیت اولم
۱۳ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

چه جوری باشه

دیشب مامان و آبجی گیر داده بودن که میخایی زنت چه جوری باشه؟
از دیشب فکرم مشغول که چه جوری باشه خب برای من مهم نیست همین که مثل من بی شعور و نفهم نباشه خوبه ، عالی تر میشه اگر مثل من چلاق نباشه و مثل من زشت و بی ریخت نباشه ! و از همه ی این ها مهمتر تحمل یک فرودینی بی عور و فهم و غر غر رو داشته باشه ... گمونم که همین ها کفایت میکنه ولی باید حسابی تحمل غر غر شنیدنش بالا باشه
۱۳ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

کدبزن

برنامه نویسی کن تنبلی نکن از زندگی ت لذت ببر، ببین چقدر دیشب خوب بود و لذت بردی کد زدی، هرچند کم بود و خروجی درست و حسابی نداشت اما لذت بخش بود برات
۱۳ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

سرکار

دارم میرم ببینم امروز اوضاع چطور؟
۱۳ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

چرا

مم بخاطرچی تا اینوقت شب بیدارم؟ درد دارم نه زیاد!قابل تحمل و خوابیدن؟ پس چرا بیداری؟ چون دارم وبلاگ م رو توی وردپرس درست میکنم کم کم باید از اینجا برم وب سایت خودم...بخوابم که صبح دیر نَرم ِ حبیب غُر نزنه
۱۳ شهریور ۹۶ ، ۰۴:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

مسافرت

آبجی میگه دختر مورد نظر رفته مسافرت تا آخر هفته نمیاد اخیش...اووووف
۱۲ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

خطا

خطا کردم فقط بیست ساعت پاکی
۱۲ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

همچنین

از صبح بی حال م دل و دماغ درست درمونی نداشتم با نیم ساعت تاخیر هم رفتم سرکار ظهر ساعت چهار زنگ زده  به حبیب که من میخام برم میگه صبح که دیر اومدی الان هم زود داری میری؟  بمون ساعت چهار و نیم برو! 

من چهار و نیم اومدم خونه 

آقا تایم کاری اینجوری از ساعت هشت و نیم صبح تا پنج و نیم البته من بعضی روزها دیرتر میرم و بیشتر از روزها دیرتر میام، روزی نیم ساعت هم ناهار که حساب نمیشه بدون بیمه با حقوق ماهی پانصد هزار تومان...دقیقا سرکار چیکار میکنم هیچ محتوا درست میکنم برای سایت، مثلا آدرس دقیق رستوران ها، هتل ها کلانتری ها بیمارستان ها و یا در مورد امکان تفریحی و گردشگری یه شهر و استان...و پست گذاشتن توی اینستاگرام توی یکسری از ساعت های خاص روز

۱۲ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

زودتر

از صبح بی حال م دل و دماغ درست درمونی نداشتم با نیم ساعت تاخیر هم رفتم سرکار ظهر ساعت چهار زنگ زده به حبیب که من میخام برم میگه صبح که دیر اومدی الان هم زود داری میری؟ بمون ساعت چهار و نیم برو!
من چهار و نیم اومدم خونه
آقا تایم کاری اینجوری از ساعت هشت و نیم صبح تا پنج و نیم البته من بعضی روزها دیرتر میرم و بیشتر از روزها دیرتر میام، روزی نیم ساعت هم ناهار که حساب نمیشه بدون بیمه
۱۲ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

عاقل نمیشی

بالا رفتن سن باعث عاقل تر شدن نمیشه ، فقط باعث خستگی و خستگی و درد کشیدن بیشتر میشه.
۱۲ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

چی بگم؟

من امروز برم چی بگم؟ برام سخته تا حالا توی چنین موقعیتی نبودم
۱۲ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۰۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

استاد

برای مدت طولانی از کسی‌ متنفر نباشید ، چون تنفر تبدیل به نقطه ضعفتان میشود، یاد بگیرید فرد را ازدایره مورد نظر توجه تان خارج کنید!

زیگموند tروید عصب‌شناس اتریشی و پدر علم روانکاوی

پس نوشت : باید یادبیگر اینکار رو البته بنده خودم تویی این زمینه یک جورهاییی استاد هستم
۱۲ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

هنوز نرفتم

الان باید سرکار باشم اما امروز حوصله اشو ندارم، شاید امروز هم مثل دیروز باشه.راستی مامان انگار برای امروز قول و قرار گذاشته
۱۲ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۳۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

رضا جان تو بدجنس کی هستی ؟

مامان تماس نگرفتم یعنی خبری از رفتن و دیدن دختره نیست اخیش عالی پس دعوا و مرافعه دیشب کار خودشو کرده اخ جون رضا جان تو بدجنس کی هستی ؟
۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۵۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

کار نیست

امروز خیلی کسل کننده است کی تموم میشه کاشکی مامان زنگ نزده باشه ... من برم خونه بخوابم داغون و کسل م امروز خبری نیست الکی دارم وب میگردم ... حقوق امروزم حروم ، گوشت سگ هم حروم تر ... سایت بدون مشکل کر میکنه ... دو نفری که باید من کارهامو باهاشون هماهنگ کنم نیمودن یعنی یکشون به کل نیمود و اونیکی هم ساعت 10 رفت ! خب بقیه ای کار پست گذاشتن توی اینستاگرام که توی خونه دیروز 15 -16 تا اماده کرده ام
۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

کمک

برم به دختر خانومه بگم هیچ ایده ای ندارم و این قرار رو مادرم بدون هماهنگی من گذاشته ! واقعیت ش من قصد این که ازدواج کنم اون بخاطر شرایط جسمی م ترجیح میدم تنها باشم.
اگر نظری دارید بگید لطفا
۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۴۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

چرا

متاسفانه وقتی حرف از دوستی و محبت دو تا همجنس میشه همه بلافاصله به ذهن شان خطور می کند لزبین یا گی بودن اما دوستی عمیق تر میتونه بین دو تا همجنس باشد فارغ از نگاه جنسی


۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۵۹ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

سرکار

بالاخره از خونه زدم بیرون و اومدم سرکار
۱۱ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۰۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

حال بد

نتونم پاشم برم شرکت اما مجبورم...داغونم و خسته ام، پر از درد ام
۱۱ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

متاسفانه

ریدم توی زندگیم و متاسفانه آب هم قطع!
۱۱ شهریور ۹۶ ، ۰۶:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

من آدم فاسد و کثیف ی هستم

حس بدی که باید که باید جلوی نیازمو میگیرم میدونم اینکار خودارضایی اشتباه و نباید انجام ش بدم و میدونم برای رفع این نیاز باید س ک س واقعی داشت، ازدواج کرد اما.... خب... اما مشکلات بیکاری، درد دیوانه کننده پا، بی پولی و.... چطوری میشه، نمیدونم شاید من آدم فاسد و کثیف ی هستم

۱۱ شهریور ۹۶ ، ۰۵:۴۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

دعوا نکن

رضا جان تو از کسی خوشت نمیاد و نباید هم بیآد، هیچ کس هم از یه چُلاق ِ، زشت خوش ِِش ِِ نمیآد پَس بیآدآور قول و قراری رو که با خودت گذاشت ی... خودت و خودت و تنهایی و غارت و دوست خیالی ت پویان جان... یه اکانت مشترک هم توی گوگل پلاس ساختید با هم خوش باشید، وبلاگ ت هم هست، با هم سر پُست ِِ گذاشتن دعوا نکنید..  

۱۱ شهریور ۹۶ ، ۰۴:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

جایی خوبی نیست

پویان جان ِ دنیا جایی خوبی نیست و پدرت هم از دنیا آمدن خودش پشیمون ه بخاطر همین که تو فقط در ذهن ش هستی
۱۱ شهریور ۹۶ ، ۰۳:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

خطا

خطا کردم فقط یک روز سه ساعت پاکی!اما چرا بازم خوابم نمیبره؟
۱۱ شهریور ۹۶ ، ۰۳:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

اگر

اگر قراره چُلاق ِ باشی، یه چُلاق ِ پولدار باش ِ
۱۱ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

فکر نمیکنید؟

فکر نمیکنید زندگی ب طرز کنسل کننده ای تکراری و خسته کننده شده؟:(
۱۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۲۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

دیدن

مامان و آبجی بدون اینکه به من بگن زنگ زدن قول و قرار گذاشتن برای دیدن دختر توی کافی شاپ...من برم به دختر چی بگم؟ من هیچ هدف و برنامه ای ندارم بجز این که درد نکشم و البته کُلی مشکلات، نمیخام مشکلات م بندازم گردن کسی
۱۰ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

لعنت

از درد خوابم نمیبره.چرا نمیمیرم راحت شم
۱۰ شهریور ۹۶ ، ۰۵:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

بازنده اصلی کی؟

احساس میکنم سن من رفته بالا و هیچ چیزی به دست نیوردم ؟ به جز درد...هیچ چیزی ندارم که بهش افتخار کنم ؟ عمرم تلف شده ؟ یا به موقع تلاش نکردم یا تلاش کردم و چیزی عایدم نشده ؟ من که کارم شده حسرت خوردن .... راهی برای بازگرداندن زمان از دست رفته نیست ، پس چیکار میشه کرد ؟ واقعاً من بازنده ای واقعی بازی زندگی م هستم ؟
۱۰ شهریور ۹۶ ، ۰۲:۳۲ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

حرف

ایکاش کسی بود که حالا که حالم خوب نیست باهاش حرف میزدم و آروم میشدم
۰۹ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

خطا

دوبار خطا در کمتر از ۲۴ ساعت
۰۹ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

به زور

می خواهندمجبورم کنندبرم سمیرم اذیت میشم دلم نمیخاد برم، سرکار هم خبری نیست!
۰۹ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

خطا

فقط سه روز و دو ساعت سی دقیقه پاکی خطا کردم البته الان خسته تر شدم تا آروم بتونم بخوابم و درد کمتری بکشم
۰۹ شهریور ۹۶ ، ۰۲:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

امروزک ِ

بچه‌های دفتر پنجشنبه صبح ها قرار صبحونه دارند امروز بهم گفتند میایید گفتم نمیام بهم گفت بیا خوبی جواب دادم دوست ندارم از توی جمع های اینجوری.یکی از خانم های دفتر خواست عکس ها هفته‌ای قبل رو نشان م دهد گفتم خسته نباشید و اومدم بیرون!

امشب رفتم آرایشگاه مُدل ِ موهامو عوض کردم قبلاً موهامو میزدم پایین ولی این سری زدم بالا یعنی به آرایشگر گفتم اینجوری کنه، بهم گفت بخاطر این که جایی عمل جراحی ت مشخص نباشد گفت تَتُو کن تا مشخص نباشد گفت یک نوع گریم کردن! بهرحال از این مُدلِ مو خوشم اومد.

مامان میگه شنبه بریم دختر رو ببین بگو نظرت چی، بهش گفتم حوصله ندارم نمیدونم چطوری بهشون بگم فقط میخام بمیرم و راحت بشم از درد کشیدن همین و بس


مامان اینا فردا صبح میرند سمیرم من نمیخام برم تنهایی خیلی خوب هرچند فقط چند ساعت
۰۸ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

آروم

حل میشوی در غم هایت، غصه هایت و دردهایت فقط صبر داشته باش
۰۸ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

حل موقت

پروفایلم بازشدبرای انتخاب واحد ترم مهر،ولی دیگه نباید مشروط بشی و معدل کل تم بالا بیاد وگرنه خبری از مدرک کارشناسی نیست.الان معدل ۱۰/۳۳
۰۸ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

دانشگاه

برم ببینم دانشگاه چی شد؟ اخراج؟ تعهد
۰۸ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

تناسخ

تو زندگی بعدیم ترجیح میدم اصلا بدنیا نیام ... با این حجم رنج، غم و غصه و دردی که کشیدم...
۰۸ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۵۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

ول م کنید

زن داداش بزرگه و آبجی و مامان نشستن برای من زت پیدا میکنند اصلا و ابدا به نظر من توجه نمیکنند که من زن نمیخام فقط دلم میخاد درد نکشم همین و بس .. هر چی میگم کسی نمیفهمی ... کاشک جایی داشتم به اونجا پنهان میبردم ، کاش اینقدر بزدل و ترسو نبودم و از خونه میزدم بیرون و هرچه باداباد ...
۰۸ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۰۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

کِی باشد؟

مَن باشم و وِی باشد و مِی باشد و نِی..
کِی باشد و کِی باشد و کِی باشد و کِی..
مولانا
پس نوشت : مَن هستم اما وِی نیست....
۰۷ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

سریع

رُک حرف بزن با مسافر ها اینجوری با آرامش و اروم و با تکونه و لرز فایده ای نداره پسر جون
۰۷ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۵۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

تشریف

تازه خودش اومد
۰۷ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۱۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

کیر خر شدیم رفت

من اومدم هیچ کی نیموده ، یعنی هیچ خبری نیست بی خود و بی جهت زودتر از هر روز اومدم یعنی مرض داشتم که زود بیام اه لعنتی حتی نتونستم خونه یه لقمه نون بخورم ...هول هول اومد که چی گفتن قبل هشت و نیم اینجا باسید هیچ ... یعنی کیر شدم رفت اگه میدونستم اینجوری میرفتم دانشگاه تکلیف مو مشخص میکردم
۰۷ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

چرا؟

چرا دنیایی خیالی م از بین نمیره؟
۰۷ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

همه بجز من

همه بچه های قسمت فنی میدونند داستان فردا صبح چی بجز من؟
۰۶ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

فردا

فرمودند فردا ساعت ۸:۳۰ بیایید دفتر! نمیدونم چه خبر؟
۰۶ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۴۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

همینطور

کاش یکی میمود که برای همیشه میموند
۰۶ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۳۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

خوب نیست

دویدن زیاد هم خوب نیست آدم خسته میشه و فقط میخاد همه چیز تموم بشه...اما...
۰۶ شهریور ۹۶ ، ۰۷:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

بدو فقط بدو

‏"مامان همیشه می‌گفت برای اینکه بتونی پیش بری، باید بتونی گذشته رو پشت سر بذاری"

‏⁧ فارست گامپ ⁩
‏⁧

‏هر وقت توی مخمصه افتادی ,قھــرمان بازی درنیار ,
‏فقط بدو بدو در رو
‏⁧ فارست گامپ ⁩
‏⁧
این دوتا دیالوگ از فیلم فارست گامپ عالی آره بعضی از مشکلات که میرسه فقط باید بدو بدو بدو تا از پشت سرشون بذاری یا عادی بشن برات یا حل بشی و یا بمیری همین فقط بدو و پشت سر بذار...
توی این سالها سعی کردم فقط بدوم و پشت سر بذارم پای چُلاق مو...تنهایی مو... مسخره شدن مو... غم و غصه هامو....گریه و بغض هامو... اما هر وقت که فکر کردم با بدویدن پشت سرشون گذاشتم چشم ها که خوب باز کردم دیدم زودتر از من به اون جایی که من رسیدم رسیدن....
۰۶ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

هی ... هی ... حل شدن زجر

قرار نیست چیزی درست بشه برای آدم های زشت و چلاق فقط اون چیز عادی میشه و توی این عادی شدن و حل شدن ما توی این زندگی نکبتی و زخرف باید صبر کنیم تا عادی بشه زجر کشیدن و بدبختیمون همین و بس ... و این حل شدن برای من سالها طول ککشیده و امیدوارم هر چه زودتر تموم بشه !
۰۶ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۵۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

زودتر

امروز میخام یه چند دقیقه زودتر این روز تخمی رو تموم بکنم
۰۵ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱
پویان مرداس

بی حوصله

امروز روز کسل کننده است حال و حوصله ندارم دلم یه دل سیر گریه می خواهد
۰۵ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۲۵ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

نُچ ِ

+ تا حالا زندگى کردى رضا جان ؟
- نُچ ِ،ولى تا دلت بخواد مُردم!ِ
۰۵ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

غار تنهایی

وبلاگ من واقعا تبدیل شده به یک غارتنهایی هیچ خواننده ای نداره یادش بخیر یه زمانی هر پست چندین نظر نداشت ولی الان هیچ خیلی خوبه تنهایی و اینکه بدونم کسی نمیخونه وبلاگ مو با خیال راحت تر مینویسم
۰۵ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۱۷ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

بخواه

این روزها بد هم نمیگذرد که خودت نخواهی ، بخواه تا بگذرند. بخواه تا تمام شود تمام غم و غصه های یت درد کشیدن های روحی ات ... شاد زندگی کن
۰۵ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۰۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

کیر خر

حسابداری زنگ زده میکه 3 مرداد ماه کی رفتی انگشت ت ثبت نشده!یعنی این سیستم انگشت زدن ساعت ورود و خروج به تمام " کیر خر"
۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱
پویان مرداس

دستیابی

رویاهایی زیادی در سر درام اکثراً بخاطر شرایط جسمی قابل تحقق نیستند اما آنهایی که قابل تحقق هستند بخاطر تنبلی یا یاس و ناامیدی بی خیال شان شده ام...
۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

هان

امروز چهار شهریور ماه تقریبا ۶ ماه از سال گذشته اما هیچ کدام از اهداف اصلی عملی نشده نَه ترم خوبی توی دانشگاه پشت سر گذاشتی و نَه برنامه نویسی رو درست و درمون کار کردی و نه کتاب خوندی و نه زبان کار کردی فقط تنبلی کردی و خیال پردازی، فقط خودارضایی رو کمتر کردی نسبت به سال قبل همین و بس
۰۴ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

بهبودی

بهبود روحیه فقط اس ام اس واریز! شماره کارت بدم؟! نه احتیاج به روان شناس هست و نه چیز دیگری... هیچ خودش به تنهایی باعث بهبود روحیه است.
۰۳ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

تغییر

بازم ویندوز لب تاپ رو عوض کردم بازم خیلی بد است که اینکارو میکنم تا ایرادی پیدا می کند بجای اینکه ایراد رو رفع کنم
۰۳ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

آبجی

آبجی اینا اومدن حالا از تهران، مامان هم الان داره آمار این چند تا دختر رو دیده به آبجی خانم میده
۰۳ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

تنها بودن آی دل ِ

تنها بودن تو خیلی عالی به این تنهایی افتخار کن اِی دل جان
۰۱ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

یادم رفت

ناهار رو فراموش کردم بیارم مامان پلومیگو درست کرده بود!حالا اشکال نداره بعدازظهر میخورم که برگشت
۰۱ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۳۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

سریال جذاب

صبح ساعت 6:15 بیدار شدم انگیزه ام دیدن سریال های آموزش برنامه نویسی سمت کاربر Front-End ! حتما تعجب کردید دیدید نوشتم سریال برنامه نویسی بله یادگیری برنامه نویسی رو نه برای داشتن درآمد فقط صرفا برای تفریح و دوست داشتن و سرگرمی برای خودم تبدیل کرده ام به یک سرگرمی ! همین و بس و از امروز صبح شروع کرده ام ... امیدوارم توی این انگیزه موفق باشم !
۰۱ شهریور ۹۶ ، ۰۷:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

انگیزه نیست

ساعت هشت بلند شدم از خواب بجای اینکه آماده بشم برم سرکار لَش ِ کردم روی مبل و هی بی خود و بی جهت با موبایل وَرِ میرم
۳۱ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

داستان نانویس

حال نامساعد امروز به خاطر یکسری اشتباهات خودت و آدم های اطرافت و دکترها ست و شاید هم نویسنده این داستان احمقانه ای که میدونه داستانش هیچ خریداری نداره شروع کرده به بلا آوردن سر شخصیت مثلا اول داستان ش که انتقام بگیره از خودش که چرا اینقدر داستان نویس افتضاحی ! گرچه برای بعضی از شخصیت هاش وقت بیشتری گذاشته و اونها اوضاعشون عالی تر ه ! خوشگل پولدار سالم و از همه مهمتر از موارد قبلی رو نداشته باشند خوشترند و سالم ! و توی این کشور و جامعه مزخرف زندگی نمیکنند میدونم خودمم جزوی از این جامعه مزخرف ام . اما دیروز عجایب دیدم توی خرید عجایب تهوع آوری از این دو تا خانم مسیر شون عوض کردن تا توی راه یه معلول که بع نظرشون تسناک بود قرار نگیرند ... بهرحال اینجا یه گوه به تمام معناست که منم جزوی از این گوهم
۳۰ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

حال بد

زانوهام درد دیشب و امروز صبح خیلی از پله ها بالا و پایین رفتم داغون شدم، کاش آب گرم بود میرفتم داخل آب گرم راه میرفتم یک کم پام حال میمود
۳۰ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

اخراج م نکنند صلبات

رفتم دانشگاه یه برگه دسته ام دادن گفتن فعلا از دانشگاه اخراج ی برو دو تا امضا رو بگیر رو بیا تا بفرستیم کمیسیون موارد خاص تا
سه شنبه هفته ای آینده جواب میدن!
گفتم چقدر احتمال ش هست قبول کنند گفت معدل ت خوبه قبول می‌کنند اما دیگه نباید مشروط بشی.
حالا تا سه‌شنبه دیگر....

رفتم پیش استاد گلم مینا جون خیر ندیده بهش میگم کمیته انضباطی کجاست میخواهم ازش امضا بگیرم میگه آقای " ف " باز طبق معمول چه گندی زدی؟ گفتم اومدم دانشگاه یه برگه دادن دسته ام گفتن دو ترم مشروطی برو امضا بگیر!
مینا جون خیر ندیده میگه تو اصلا دانشگاه هم میآیی میگه!
اینم مینا جون خیر ندیده ما!از هیچی شانس نیورده ام نه از قیافه نه از جسم....حتی از استاد هم شانس نیورده ام...هی روزگار
۳۰ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

بریم چی میشه؟

دارم میرم دانشگاه ببینم چی میشه؟ چی میگن؟ بعدشم بلافاصله برم سرکار
۳۰ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

خیلی بی انصاف ی

در اینکه قرار نبوده منصفانه باشه شکی نیست. ولی اینقدر بی انصافی هم دیگه خیلی بی انصافیه!
۳۰ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۵۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

چُلاق بودن

بعد از چند ماه که میخواستم کفش بخرم بعد از کلی هماهنگی با بابا جان که پول بفرست ه آماده شدیم بعد از کار من با مامان رفتیم مجتمع پارک برای خرید کلی گشتیم و من کلی اذیت شدم بخاطر پله ها تا کفشی که بخاطر پای چُلاق م مناسب باشه رو پیدا کردیم و خریدیم . که مامان موقعی که میخواست پول بده به آقای میگفت تخفیف بده گناه داره وضع شو که می‌بینی دانشجو به کار نصب و نیمه داره بهرحال آقای فروشنده لطف کرد ۳۰ هزار تومان تخفیف داد مامان گرفت گذاشت توی کیف ش حالا من بیچاره فردا میخام برم دانشگاه پول ندارم معلوم هم نیست که کی بابا پول بده!

اومدیم از مجتمع پارک بیرون منتظر اسنپ شدیم تا بیایند چند پسر هم سن و سال من ایستاده بودن با هم حرف می‌زند در مورد باشگاه بدنسازی مکمل و پودر و... و...و... و هر چندگاهی یه دختری هم رد می‌شود یه لطف و محبت ی نشون میدادن....برام خیلی جالب بود دغدغه‌های آدم ها رو خیلی هاش شرایط زندگی و جسمی شون مشخص میکنه من مهمترین دغدغه ام اینکه کمتر بخورم کمتر برم دستشویی که نخام زور بزنم به وسیله ای توی لگن می فشار نیاد در بگیر یا وزن م نره بالا تر تا زانو هام و پلاتین توی زانوم بتونه وزن مو تحمل کنه....این زندگی تخمی یه معلول
۲۹ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۱۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

اوضاع گوه

از دانشگاه برام پیام اومده که 30 یا 31 مرداد ماه باید برم دانشگاه کمیسیون موارد خاص احتمالا بخاطر دو ترم مشروط شدن پست سر هم ! گند زدم پشت سرهم نباید این ترم که میاد خراب کاری کنم ! فردا باید برم دانشگاه ببینم چی میگن !
۲۹ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

دیر

دیر شده تازه دارم میرم سرکار حال و حوصله این کار رو ندارم دیگه یه جورایی
۲۹ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

دو راهی

مونده ام php یاد بگیرم یاaspx کسی بلده راهنمایی م کنه
۲۸ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

کار امروز

امروز که نرفتم سرکار از صبح که بیدار شدم تا تب و لرز و شکم درد نشستم پای لب تاپ و کدنویسی کردم نتیجه اش این شد کدهایی html و css شد حالا فقط مونده php یاد بگیرم یعنی تنبلی کنم این کدها با فریمورک bootstrap زدم شاید یک روز بشود وبلاگ من ....ولی خوب مامان خیلی شاکی میگه از صبح سرت تو کون این گوه منظور‌ش آروین جان من ( اگر اولین بار که وبلاگ منو میخونید بدونید اسم لب تاپ می آروین)! و با هم الان قهر کرده نمیدونه تمام شلوغ و کار من همین کار و قرار از این راه پول دربیارم! و نمیدونم توی شرکت هم کارم همینه 



لینک عکس 

۲۸ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

میدونه چرا؟

کسی میدونه من چرا اینقدر غمگین م؟
۲۸ مرداد ۹۶ ، ۰۱:۳۲ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

میشنوی؟

طاقتم داره تموم میشه! به نظرت بس نیست؟! می شنوی که صدامو!
۲۸ مرداد ۹۶ ، ۰۱:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

داغون

حالم خوب نیست داغون از روز چهارشنبه شب که آش رشته ای که مامان پخته بود رو خورده ام دل و پیچه و اسهال پنجشنبه هم گمونم سرماخوردم داغونم! مامان هم از صبح تا حالا رفته خونه ای دایی من هیچ نخورده ام فقط یه کاسه ماست و پونه و چند قرص سرما خوردگی ب و روز و استامینوفن کدئین خورده ام !
ببینم میتونم فردا نرم سرکار مامان جان باید راضی بشه که برم یا نرم
۲۷ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

متخصص هستم!

متخصص دیدار با آدم های درست، در زمان های نادرست هستم؛
همیشه چند سال دیرتر/زودتر به آدم ها می رسم.
۲۷ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

سخت ه

تو نمیفهمی چقدر سخته وقتی سعی کنی سعی کنی سعی کنی ولی هیچ وقت نرسی...
من سم هستم
۲۷ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

یار کجایی؟ دقیقا کجایی؟

لیکن اینگونه نباشد که فکرِ یار و خوشیِ حال و مقدماتِ وصال، شما را از فصل خوبِ رسیدن‌ها و چشیدن طعم‌ها و برافراشتن پرچم سفید صلحِ پنیرها با سبزی انگورها و سرخی گوجه‌ها در سرزمین نان‌های تازه، غافل کند.

* نکته مهم یاری در کار نیست که دنبال مقدماتِ وصال باشم!
۲۷ مرداد ۹۶ ، ۰۲:۳۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس

ارتباط برقرار کردن

بهم گفت با دیگران ارتباط برقرار کن و از زندگی لذت ببر
۲۶ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۲۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پویان مرداس