تنهاترین پسر دنیا

دل نوشته های تنهاترین پسر دنیا

یلدا مبارک

  • ۱۷:۳۲
سر کلاس آخر استاد شروع کرد به قصه تعریف کردن از زمان دانشگاه ش من زیاد سر حال نبود چند دقیقه‌ای کلاس ( یعنی ۳۰ دقیقه ای) آخر پاشدم اومدم بیرون با پسرخاله هماهنگ کردم نیاد پشت در خونه، با هم رفتیم خرید تخمه، پفک، نوشابه، میوه ( نارنگی، انار، موز هرکدام پنج عدد و یه دونه هندوانه) خریدیم اومدیم خونه پای تلویزیون بساط چای هم آماده کرده ام پسرخاله هم پاکت سیگار و فندک شو انداخته وسط به کشیدن منم پویان میگه برم پاکت سیگارمو بیارم، میارم... امیدوارم یلدای خوبی باشه برای همه
  • ۴۱
Designed By Erfan Powered by Bayan