تنهاترین پسر دنیا

دل نوشت های یک پسر معلول تنها

تنهاترین پسر دنیا

دل نوشت های یک پسر معلول تنها

دل نوشت های یک پسر معلول تنها - می نویسم تا شاید کسی بخواند و به من کمک کند من رو از تنهایی در بیاورد .... من کمک کند من رو از تنهایی در بیاورد ....

آخرین نظرات
نویسندگان

۳ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

ترول کننده

بزرگترین ترول کننده من بابا خان به‌من گفت صبر کن از مشهد که برگشته‌ام باهم بریم دکتر جواب‌آزمایش خون‌تو نشون بدیم بعدش الان تاثیری دم‌مطب منو با ماشین آورد پیاده‌ام کرد رفت. ۱۲،۱۳ روز منو الکی‌معطل کرد که صبر کن باهم بریم

  • تنهاترین پسردنیا
  • ۰
  • ۰

هیچ‌کس منتظر پیامم نیست. هیچ‌کس نمی‌پرسه امروز چطوری بودی. هیچ‌کس قرار نیست دلخور بشه، قهر کنه، سکوت کنه یا نگاه سنگین بندازه. هیچ‌کس قرار نیست از دستم برنجد، چون اصلاً کسی نزدیکم نیست که بفهمه چی تو دلم می‌گذره.

و این سکوت، گاهی نفس راحت می‌کشه. نیازی نیست کلمه‌ها رو وزن کنم، لبخند زورکی بزنم، یا خودم رو سانسور کنم که «نکنه ناراحت بشه». نیازی نیست بعد از هر حرف، شب تا صبح با خودم کلنجار برم که «چرا باز اشتباه کردم؟ چرا باز طرد شدم؟»

بدون دوست، حداقل می‌دونم دقیقاً کجا ایستادم: تنها. بدون دوست، حداقل دیگه منتظر خیانت یا ترک نیستم. بدون دوست، انرژی‌ای که صرف مدیریت رابطه می‌شد، حالا صرف زنده موندن می‌شه – که همین خودش یه جنگ تمام‌عیاره.

آره، گاهی دلم برای یه گوش شنوا تنگ می‌شه. گاهی دلم می‌خواد یکی باشه که بگه «می‌فهممت، سخت بوده برات». اما بعد یادم می‌آد: هر بار که یکی نزدیک شد، یا رفت، یا من خودم عقب کشیدم چون ترسیدم دوباره «میمون»، «تیمورلنگ»، «چی‌توز» خطاب بشم – حتی اگر این بار با خنده گفته بشه.

پس زندگی بدون دوست آسان‌تر است. نه خوشحال‌تر. نه زیباتر. نه سالم‌تر. فقط آسان‌تر.

چون وقتی هیچ‌کس نیست، حداقل دیگه کسی نیست که از دستت دلخور بشه. و تو هم دیگه مجبور نیستی خودت رو پنهان کنی تا تحملت کنن.

رضا تنهاترین پسر دنیا

  • تنهاترین پسردنیا
  • ۰
  • ۰

نجنگ،استراتژی‌داشته‌باش 

یعنی آدم باید دم‌به‌دقیقه حتی پیش عزیز ترین کسان‌ش هم که باید خودش بشه با سیاست رفتار کنه که نکنه اتفاقی بیفته اون ناراحت بشه و دلخوری پیش بیاد و ناراحت بشه، یعنی آدم هیچ‌وقت نباید خودش باشِ همیشه باید دروغ بگه نقش‌بازی و ریاکارانه رفتار کن ِ.

این رفتار متاسفانه ب‌واسطه‌ی دلخور شدن و قهر کردن‌های بابا خان و  مامان خانم یاد گرفته‌ام. و شاید قسمتی از نفرت از خودم هم همین باش ِ

  • تنهاترین پسردنیا