تنهاترین پسر دنیا

دل نوشت های یک پسر معلول تنها

تنهاترین پسر دنیا

دل نوشت های یک پسر معلول تنها

دل نوشت های یک پسر معلول تنها - می نویسم تا شاید کسی بخواند و به من کمک کند من رو از تنهایی در بیاورد .... من کمک کند من رو از تنهایی در بیاورد ....

آخرین نظرات
نویسندگان

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چلاق» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

این طلسم پای چلاق فراموششم میشه هی ! 

بلی این طوری ست آدم های سالم از من فرار میکنند، هم باید ازشون فاصله و هم باید دهنو ببندم و هیچ حرفی باهاشون نزنم و هیچ تامل و ارتباطی باهاش نداشته باشم. دایره ی تنهایی بهترین جا برای من وسط دایره هیچ کس هم نباید بیاد نه خانواده، نه هیچ کس دیگه، خودم و خودم همین بس!

  • تنهاترین پسردنیا
  • ۱
  • ۰

چلاق بودن بد است

چک کرده ام دیده ام آره واریز شده به شوهر آبجی خانم سمیه آقای غین  زنگ زده ام دیده ام واریز شده بهش بگم، گفت سرحالی معلوم صبح زود بیدار شدی صبح ها زود بیدار شدی؟ مگر میری سرکار، گفته ام آره صبح زود بیدار میشم . ( در صورتیکه صبح ها زود بیدار میشم و شب ها تا دیر وقت بیدار م و درد میکشم. ) 


  • تنهاترین پسردنیا
  • ۱
  • ۰

بفهم نفهم بفهم

داداش ۳,۷۰۰,۰۰۰ ریال لباس خرید چند ماه پیش حال بوتیک ی که دوست ش ِ اومده میگه پول خرید رو حساب کن البته دادش هر چند مدت یکبار معمولا چهار یکبار میره پیشش و حدودا همین قدرا خرید میکنه حال بمن میگه باید سیصد و هفتاد هزار تومان پول لباس بدم من طبق قول و قراری که با خودم گذاشت م فقط شنونده بودم همین... ولی اگر منم سالم بودم و درست و درمون میتونستم کار مسلما اینجوری مثل داداش خرج میکردم نه اینکه هر لباس رو چند سالی بپوشم مامان جان چی بشه برم لباس بخره اونم به سلیقه خودش البت من بخاطر اینکه قد و قامت و هیکل ام کوچک و ریزمیز بد لباس سایز م پیدا میشه همیشه لباسم توی تنه ام زار میزنه آنند.... یا اینکه مامان یک مسافرت بره برام سوغاتی لباس بیاره که اکثراً شورت و شلوار ورزشی و دمپایی میاره... 



ولی خب من به اینکارا کار ندارم که داداش بدون اجازه بابا از مغازه پول برمیداره و خرج میکنه یکی از دلایل نموندن اینجا برای کار کردن و بی انگیزه گی ام اینجا همین و اخلاق بد ِ داداش.... 



دیگه آدم چلاق زشت باشه با لباس های قشنگ خوشگل و خوش تیپ نمیشه... رضا جان زشت ی زشت بفهم نفهم بفهمم... 

  • تنهاترین پسردنیا