تنهاترین پسر دنیا

دل نوشت های یک پسر معلول تنها

تنهاترین پسر دنیا

دل نوشت های یک پسر معلول تنها

دل نوشت های یک پسر معلول تنها - می نویسم تا شاید کسی بخواند و به من کمک کند من رو از تنهایی در بیاورد .... من کمک کند من رو از تنهایی در بیاورد ....

آخرین نظرات
نویسندگان
  • ۱
  • ۰

بفهم نفهم بفهم

داداش ۳,۷۰۰,۰۰۰ ریال لباس خرید چند ماه پیش حال بوتیک ی که دوست ش ِ اومده میگه پول خرید رو حساب کن البته دادش هر چند مدت یکبار معمولا چهار یکبار میره پیشش و حدودا همین قدرا خرید میکنه حال بمن میگه باید سیصد و هفتاد هزار تومان پول لباس بدم من طبق قول و قراری که با خودم گذاشت م فقط شنونده بودم همین... ولی اگر منم سالم بودم و درست و درمون میتونستم کار مسلما اینجوری مثل داداش خرج میکردم نه اینکه هر لباس رو چند سالی بپوشم مامان جان چی بشه برم لباس بخره اونم به سلیقه خودش البت من بخاطر اینکه قد و قامت و هیکل ام کوچک و ریزمیز بد لباس سایز م پیدا میشه همیشه لباسم توی تنه ام زار میزنه آنند.... یا اینکه مامان یک مسافرت بره برام سوغاتی لباس بیاره که اکثراً شورت و شلوار ورزشی و دمپایی میاره... 



ولی خب من به اینکارا کار ندارم که داداش بدون اجازه بابا از مغازه پول برمیداره و خرج میکنه یکی از دلایل نموندن اینجا برای کار کردن و بی انگیزه گی ام اینجا همین و اخلاق بد ِ داداش.... 



دیگه آدم چلاق زشت باشه با لباس های قشنگ خوشگل و خوش تیپ نمیشه... رضا جان زشت ی زشت بفهم نفهم بفهمم... 

  • ۹۴/۰۸/۲۵
  • تنهاترین پسردنیا

داداش مجتبی

زشت

چلاق

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی