تنهاترین پسر دنیا

دل نوشت های یک پسر معلول تنها

تنهاترین پسر دنیا

دل نوشت های یک پسر معلول تنها

دل نوشت های یک پسر معلول تنها - می نویسم تا شاید کسی بخواند و به من کمک کند من رو از تنهایی در بیاورد .... من کمک کند من رو از تنهایی در بیاورد ....

آخرین نظرات
نویسندگان

اطلاعات اولیه


نام: رضا   


 سن: ۳۶ سال


  مکان: اصفهان


 وضعیت شغلی: بیکار (شغل قبلی: پشتیبانی سایت گردشگری)   


تحصیلات: مهندسی نرم‌افزار کامپیوتر  ( الان هم به اصرار خانواده دارم میرم حسابداری )


 دارو: ویاس 30 و آسنترا ۱۰ میلی‌گرم و لوکسیم 20 و هالوپریدول 0.5




داستان زندگی و مشکلات اصلی


  * مشکلات جسمی از تولد: جراحی جمجمه در ۶ ماهگی (تغییر شکل جمجمه قایقی که منجر به عدم تقارن صورت و افتادگی پلک شد)، دررفتگی لگن دوطرفه (تعویض مفصل چپ در سال ۱۳۸۹)، مشکلات زانو به عنوان عارضه.


 


مقدمه و وضعیت کنونی


من ۲۲ سال است که در انزوای مطلق هستم و بدنم را "معیوب" می‌بینم. جهان برای من به دو قطب "آدم‌ های سالم" و "منِ ناقص" تقسیم شده است.


 


.وضعیت جسمان سوابق جراحی‌ های متعدد (جمجمه، لگن) و سوختگی دارم که باعث نقص تقارن در بدنم شده است. 


 


خاطرات اولیه و منظومه خانوادگی: از کودکی به دلیل مشکلات جسمی شدید تمسخر می‌شدم و القابی مثل "تیمور لنگ"، "میمون" و "چی‌ توز" را تحمل کرده‌ام. رابطه‌ام با مادر (مامان خانم) حمایتی است اما گاهی با معرفی افراد نامناسب برای ازدواج چالش‌برانگیز می‌شود. رابطه با پدر محدودتر است (بابا خان). این تجربیات حس "ناقص بودن" را در من نهادینه کرده است.




. دنیای خیالی گسترده: از ۱۳-۱۴ سالگی برای فرار از تنهایی و تحقیر، دنیای خیالی ساختم که در آن موفق حرفه‌ای (مهندس فول‌ استک، متخصص AI، هکر کلاه خاکستری) و در رابطه عاطفی با "مریم خیالی" هستم. اخیراً حتی در این دنیا تنش (ترس از ترحم، بلاک شدن) ایجاد شده. این دنیا تنها فضای امن پذیرش بدون طرد است.


 


 


. فانتزی‌های جنسی (بخش حساس):  من به دلیل این حسِ ضعفِ فیزیکی، به پورنوگرافی پناه می‌برم. اما این یک انتخاب لذت‌جو نیست، یک مکانیسم جبرانی است. من سراغ فانتزی‌هایی مثل B*B*C می‌روم چون در ناخودآگاهم می‌خواهم با آن "قدرت" هم‌سان‌سازی کنم تا ضعفِ خودم را فراموش کنم. همچنین به سمت خانم‌های سن‌بالا ( میلف ) می‌روم چون حس می‌کنم آن‌ها تنها کسانی هستند که ممکن است مرا با این بدنِ ناقص بپذیرند. این فانتزی‌ها را بدون هیچ توجیه یا شرم‌زدایی بیان می‌کنم، صرفاً برای تحلیل ریشه‌ای. این‌ها برای من "مسکن" برای تحملِ تنهایی هستند، نه انحراف.